;




غوغای تنهايی


من تو را می خواهم ...

من تو را می خواهم ...

"گرمی دست ترا ،

نرمی شانه زرین ترا ،

مستی جام لب سرخ ترا ،

عطراندام بلورین ترا..."

من ترا می خواهم ...

امشب از هر شب دیگر ،

"به تو "

محتاجم من...




کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط برهوت در ۱۳۸٦/۳/۱٧

.:: نظرات () ::.





تا به کی...

هزاران کوره راه تیره و تاریک را پیموده ام ، تنها

چه شبها تا سحرگاهان

نگاهم خیره بر سوی افق ماندست...

-(کی خورشید می تابد؟!...)

 

مگر تا وادی عشق و حقیقت ،

چند راه باقیست...

 

هنوز چند شب ستاره راه را باید بپیمایم!...

هنوز چند دشت عریان را بزیر پا بفرسایم؟...

و چندین پوست از پایم بیندازم...

من هنوز پیراهنم شبرنگ و بی روح است...

هنوز دستانم از سرمای شبهای هراس انگیز تنهایی

می لرزد سخت...

هنوز از چشم من می غلطد اشک سرخ تنهایی

و سرگردان هنوز در کوره راهی سرد و متروکم...

 

مگر تا وادی عشق و حقیقت،

 چند راه باقیست...




کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط برهوت در ۱۳۸٦/۳/۸

.:: نظرات () ::.





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghoghaye-tanhaee
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربـــــــــــــاره -------------------- About

من ، میان بودن و نبودنم معلقم هنوز...
مدیر وبلاگ: برهوت

موضوعات ------------------- Categories
 

دوستـــــــــــان -------------------- Links

صفحـات وبلاگ -------------------- Page

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

دیگر مــــوارد -------------------- Others

نویسندگان :




امکانات جانبی
theme-designer.com