;




غوغای تنهايی


گریه کردم ...

امشب از تنهایی خود ، زیر باران گریه کردم

هم صدا با شعر باران در خیابان گریه کردم

 

از نگاهت دور گشتم ، تا که اشکم را نبینی

در دل شب ، عاشقانه ، باز پنهان گریه کردم

 

در خیالم بود یکدم ، بی تو و عشقت نمانم

بر مزار این خیالم ، زار و نالان گریه کردم

 

وای ، وقتی یادم آمد ، بی تو خواهم ماند دیگر

قدر هر شب بی تو بودن ، از دل و جان گریه کردم




کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط برهوت در ۱۳۸٦/٤/٢

.:: نظرات () ::.





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghoghaye-tanhaee
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربـــــــــــــاره -------------------- About

من ، میان بودن و نبودنم معلقم هنوز...
مدیر وبلاگ: برهوت

موضوعات ------------------- Categories
 

دوستـــــــــــان -------------------- Links

صفحـات وبلاگ -------------------- Page

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

دیگر مــــوارد -------------------- Others

نویسندگان :




امکانات جانبی
theme-designer.com