;




غوغای تنهايی


دی ماه ...

آسمان امروز سکوت غریبی دارد

در این سوز سگ کش

این سکوت را طوفانی در پیش است

هه

در پیش؟!

گوییا طوفانی نبوده ، نیست؟!

کودکان گرسنه

زنانی با لبخند مصنوعی یخ بسته

ای کاش همیشه تابستان بود

ای کاش ذهنمان برای همیشه به بن بست می رسید

هی سرباز

کودک را رها کن

مادر را برای پاره ای مذاکرات ...

صدای خنده های کثیفشان

قطره های اشک

به یاد دیروز با او

و امروز بی همه چیز

و فکر فرداهایی بی بودن ما را بس

فریادش را در گلو باز هم می شکند

که آی آدمها

بگذارید من هم نباشم...




کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط برهوت در ۱۳۸٧/٦/٥

.:: نظرات () ::.





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghoghaye-tanhaee
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربـــــــــــــاره -------------------- About

من ، میان بودن و نبودنم معلقم هنوز...
مدیر وبلاگ: برهوت

موضوعات ------------------- Categories
 

دوستـــــــــــان -------------------- Links

صفحـات وبلاگ -------------------- Page

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

دیگر مــــوارد -------------------- Others

نویسندگان :




امکانات جانبی
theme-designer.com