;




غوغای تنهايی


چاره ای نیست

از بس به پشت راه رفتم سرم گیج رفت

یک دو ... بیست

تمام شد

سیگارم را می گویم

فکر می کنم!!

صندلیم دیگر نو نیست کهنه شد

صدا می دهد ، ناله می کند

پای پوشم فرسود

از بس که رفتم ؛ رفتم ؛ رفتم

نرسیده ام هنوز؟!...

دورت گشتم و این خاک را با دستان خود به سر ریختم

بیاد بیاور زمانی که می گفتم :

از میان تمامی ستارگان شب

تنها ستاره آسمان کویری من است که ستاره است!!!

خوش به حالت که خان ششم را هم رد کردی!؟

مدتهای زیادی است در خم خان اول مانده ام

انقدر دست و پا زدم

پیشانی ام که سهل است

قلبم شکست!!!

بوی سیگار خفه ام می کند

این زندگی نیست ؛ مرگ است...!




کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط برهوت در ۱۳٩٠/٦/٢۸

.:: نظرات () ::.





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghoghaye-tanhaee
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربـــــــــــــاره -------------------- About

من ، میان بودن و نبودنم معلقم هنوز...
مدیر وبلاگ: برهوت

موضوعات ------------------- Categories
 

دوستـــــــــــان -------------------- Links

صفحـات وبلاگ -------------------- Page

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

دیگر مــــوارد -------------------- Others

نویسندگان :




امکانات جانبی
theme-designer.com