;




غوغای تنهايی


شايد زندگی...

امروز من!...

نقطه ای از بی فرجامی این عمر تلف ...

 لحظه ء تکراری آغاز؛  بعد از انتها ...

روزنی بی نور دور از سایه ها ...

لحظه ای در

سرگذشت...

همرهی بگسسته از دیروز و از تقدیر اجباری خود

امروز من

هر روز

هم دیروز و هم فردا و هم امروزمن

قصهء من  ؛ عشق من ؛ آیندهء من

از گذشته تا به فرداهای خفته؛

 در دل تاریک مرداب لجن لاخ پر از نعش به خاکستر بدل گشته ء لحظه های تنهایی و بی حاصل

 چندین سال بیهوده تلف کردن این عمر به قول دیگران شاید گرانمایه ؛  ولی بی مایه تر از هیچی هیچ

نام این هر روز شاید

زندگی باشد ؛ ولی نه نیست

نیست... عمر هم نیست




کلمات کلیدی :
نوشته شده توسط برهوت در ۱۳۸٦/٢/۳

.:: نظرات () ::.





Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ghoghaye-tanhaee
This Template By Theme-Designer.Com

منوی اصــــلی -------------------- Menu

دربـــــــــــــاره -------------------- About

من ، میان بودن و نبودنم معلقم هنوز...
مدیر وبلاگ: برهوت

موضوعات ------------------- Categories
 

دوستـــــــــــان -------------------- Links

صفحـات وبلاگ -------------------- Page

آرشـــــــــیو -------------------- Archive

پیشـــــین -------------------- Previous

دیگر مــــوارد -------------------- Others

نویسندگان :




امکانات جانبی
theme-designer.com