من تو را می خواهم ...

من تو را می خواهم ...

"گرمی دست ترا ،

نرمی شانه زرین ترا ،

مستی جام لب سرخ ترا ،

عطراندام بلورین ترا..."

من ترا می خواهم ...

امشب از هر شب دیگر ،

"به تو "

محتاجم من...

/ 17 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رعنا

اخرين جرعه اين جام تهی را تو بنوش

پيروز

با مطلبی تازه به‌روزم و منتظرت....

sabab

بهار

سلام چطوري؟!....من زير قولم نزدم بعد 23 روز آپ كردم! مياي ديگه؟!....(براي ديدن صفحات بروز شده ctrl+F5 را بزنيد!)

طنين سکوت

چشم ها را بايد شست غم دنيا را نديد به روزم و منتظرت

مهدی

عزيز گرامی سلام وبلاگ تير۸۴ مدتی را نبود...حالا آمده مقداری از دلايل نبودن و غيبتش را در يک دلنوشته٬نوشته است...روح اش درد کشيده٬منفجر شده و نويسنده اش آن را روايت کرده...و بعد...و بعد در انتها به يک آرامش شريفانه ايی رسيده!...می خواهد از اين به بعد در وبلاگش برای شما شريفانه بنويسد... با دستان پر مهر کلماتتان٬که روی شانه های خسته اش می گذاريد٬او را دلداری و راهنمايی بدهيد! کليک بی کلک تان روی نام وبلاگم را دوست دارم. مهدی

شيرين

سلام خوبی عزيزم کسالتی بود ودر حال رفتن است یک اتفاق و یک تصادف .... من بزودی آپ می کنم چون چند وقته خونه نبودم دفترم تو خونست دوست ندارم شعر ناقص مخصوصا با این حالم بنویسم مرسی گلم از اینکه به فکرمنی وقتی پیغاماتو میبینم خوشحال میشم واقعا خوشحال مخصوصا از واژه ای که برای اسمم بکار میبری بهم انرژی میده موفق باشی عزیزم یه پیشکشی ناقابل

شيرين

دوست دارم برا هيچکس دعا کنی اين کارو برام ميکنی ؟ مرسی

شيرين

سلام خوبی عزیزم مرسی مرسی مرسییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییی یییییییییییییییییییییی ییییییییییییییییییییییی از لطفت رنج گل بلبل کشید و شهرتش را باد برد بیستون را عشق کند و شهرتش فرهاد برد ممنونم که به فکر منی عزیزم