تمام زندگی

چاردیواری که هم رنگ اسارتهای شیطان است

و سقفی ساکت و آرام

نگاهی خیره بر پهنای دیوار است

نگاهی خسته بر سقف و

نگاهی کنج دیوار است

زمینی سرد و سخت

هم خوابهء شبهای بی پایان

 

تمام زندگی این است در "زندان"...

 

شب و روزی که تقویمش

به قدر یک وجب

یک پنجره برروی دیوار است

دما سنجی که تعیین می کند این جا

فصول سال را

اگر گرم است تابستان ...

اگر سرد است ، زمستان است...

زمان حتی تفاوت دارد این جا،

که پر از تکرار ، نامرئی و پنهان است ...

اگر چه جمله اینجا خسته اند،

هم از دل و هم جان..

 

تمام زندگی این است در "زندان"...

 

به یک هفته و یا ماهی و هم دورتر،

یکبار در سالی

"ملاقاتی"

فقط دیدار و احوالپرسیهای درد آور

یکی آن سو

و دیگر سو

"زندانی"

تمام چشمها گوش و تمام گوشها،چشم است ، برای میهمان ، میزبان

تمام زندگی این است در زندان...

زمانی

دیر، دیر...

یک تحفه از شخص نکوکاری:

-"کتابی کهنه ، مشتی کشمش و یک قوطی کنسرو ،

و یک دمپایی و یک بسته سیگار اشنو ویژه ء کهنه و یک صابون ویک مشت قندویک جرعه دگر هم چای...

برای ساعتی دل خوش کنک ،  بد نیست...

 

/ 26 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
طنين سکوت

سلام خوب روش های ساديسم پرانی بايد هم لجت را دربياره ديگه اگه لجت در نياد که ساديسم نمی شه خوب بود منتظرتم

مهدی

سلام عجيب من را به ياد ترانه ی زندانی داريوش عزيز انداختی ...و زندان و جهنم جايی ست که وقتی صبح از خواب بيدار می شوی ندانی که برای چه زنده ای. موفق باشی

يه غريب آشنا

سلام دوست عزيز . ممنون که به من سر زدی . من آپ هستم و منتظر قدمهای گرمت . دوستدار تو لولوی مهربون

شيرين

سلام عزيزم کارت جالب بود خوشحالم که خبرم می کنی چون از خوندن کارات لذت می برم موفق باشی

مهدی

گفت:« چیزی بنویس که در ابتدای خواندنش،بخندم و آخرش گریه کنم»...گفت:« نمی توانی»...خندید و گفت:«می دانم که نمی توانی...اما همه ی تلاش ات را بکن...»...گفتم: چرا تلاش کنم؟ فقط باید حقیقتی را که هست و جریان دارد را مکتوب کنم،همین!...آنوقت بیا بخوان،و همانطور که می خواهی اولش بخند و انتهایش را گریه کن...گفت:« شرط می بندم که نمی توانی!»...من نوشتم و او شرط را باخت...و از اینکه او شرط را باخته بود،من گریه ام گرفت...و او به گریه هایم خندید. شما چه طور!؟

ليلا

کتاب در زندان . اگر باشه که معنی زندان کلی فرق می کنه .

پيروز

نوشته‌های جالب و قشنگی داری . به وبلاگ من هم سری بزن خوشحال ميشم. ممنون.

شيرين

سلام عزيزم خوبی من آپممممممممممممممممممممممم ممممممممممممممممممممممممممممم ممممممممممممممممممممممممممممم با ۲ تا متن جديد منتظرم يه سبد گل پيشکش

بهار

سلام!....خيلي زيبا بود!....آپم مياي ديگه؟!.....بهار

شيرين

سلام عزيزم از اينکه مييای پيشم و بهم اميد شعر گفتن ميدی ممنونم مرسی ما همه رفتنی هستيم منتها هر کس به طريقی با شماييم نشنيديد جوابم بدهيد تشنگی کشت مرا جرعه آبم بدهيد تشنه ام آه اگر آب بدستم نرسد لااقل آب نداديد سرابم بدهيد سالهاست که اين شهر به خود مست نديد عقل ارزانييتان باد شرابم بدهيد هيچکس